بنام خدا
سه هفته از مهر گذشت . مهم ترین حوادث خوب و بد من
درسها شروع شده و تا حالا معلم مان دو تا املاء گرفته که هر دو را بیست گرفتم .
جشن تولد خواهرم زهرا کوچلو با شکوه خاصی در مهد کودکش برگزار شد و من و مامانم مهمان ویژه بودیم (جای شما ها خالی )
یک اتفاق خوب برای بابام پیش اومد و همه جمعه شب مهمان او بودیم و حسابی بخور بخور بود (بازهم جای شما خالی)
لاک پشت کوچلو را در عید سعید فطر در طبیعت رها کردم تا آزاد باشد (دلم برایش تنگ شده)
روز جهانی کودک در کنار خلیج فارس به همراه سفال سازی و نقاشی و پرواز بادبادکها برگزار شد
خیلی بچه ها آمده بودن .خیلی خوش گذشت چند تا بچه هم گم شده بودن این هم چند تا عکس قشنگ از مراسم




سلام آسمونی
خوبی ابوالفضل جان؟
خیلی خوشحالم که تو خوشحالی... اینو جدی می گم.
من یه مدته که خیلی گرفتار کار شدم و به همین خاطر کمتر تونستم بیام بهت سر بزنم. اما به یادتون هستم. برام دعا کنین.
از طرف من به پدر بزرگوارت تبریک بگو به خاطر خبر خوبی که بهشون رسیده.
تولد زهرا خانم هم مبارک باشه. انشاءالله موفقیت های شما باعث سرافرازی و خوشحالی خود و خانواده محترمنتون باشه همیشه
من همیشه به یادتون هستم
سلام
اگه تبریک نگم چی بگم؟هم نمره های خودت .هم جشن تولد زهراخانم .هم خبرخوب بابات وهم افتخارمامانت که خانواده خوبی مثل شماداره.زنده وشادباشید .
عباس
دروووود بر ابوالفضل جان
خوشحالم که خوشحالی
موفق باشی عزیزم
منو یادت نره برام دعا کن
سلام خوبی؟
امیدوارم همیشه موفق و موید باشی
برای همه شادیهایت تبریک می گویم وبرای هدیه تولد خواهر کوچولویت دعای سلامتی میکنم